تبليغاتX
گوش/ای آویخته از دیوار

گوش/ای آویخته از دیوار

1

اولاً

 شعر تازه ام مدحی در رثای سگی است جنتلمن

 که به جرم کشیدن سیگار با وثیقه هنوز

 آزاد است

ثانیاً اینکه

 مصرف سیگار عامل سکته های قلبی نیست

 علتش طبق گفته دکتر: ازدیاد جمیع اضداد است

 

آه ای شعر تر

کی انگیزی ؟

 تا به کی با زبان گلاویزی ؟

 ای شتک خورده از سم اسبان زیر کالسکه های پاییزی

در ظهورت چه جای کوتاهی پادشاه زبان

 که زیبایی در تو پیدا به شکل مخصوصی  در تمام جهات وابعاد است

 

ثالثاً

 شاعران عصر جدید

 همه در گیر فرم و ایجابند

 مثل بنای احمقی که فقط روی هم می گذارد آجر را

واژه ها را به شکل سازه محض در شما دیده اند

حضرت شعر

 تو ببخش ای زبان که می دانی کار آنها دچار ایراد است

 

ذات این شعر واژه های منند که تکثر به وحدت آمیزد  وحدتی مثل آب وآیینه وحدتی ناب بین عقل و جنون

 

خامساً

 طبق مصرع قبلی:

 عاقل عاشق و عاشق عاقل نیست

 بلکه جز ذات عقل یا که جنون

 هر چه

 در

 هست

                                                  [ نیست مازاد است ]

 

·                    

 

 

                             (( لطفا این بخش را در دستگاه شور زمزمه کنید : ))

 

نه که چار از قلم بیافتد ، نه ، قلم ازنای چار می افتد ، چار آب است و می رود پس نه ، چار باد است و می وزد ، هیهات!

چار آتش که آب و بادش مرگ ، چار خاک است و خاکیان افسوس دلشان  تا ابد به این شاد است

 

·                    

 

سگ به راهش ادامه داد و رفت

 تا ته اشتهای قصابی

 تا سر استخوان خواهر خود

 تا به جا مانده تن مادر

سگ لباس پدر به تن دارد ،

سگ همیشه سگ است

 اما حیف که

 به حکم وثیقه آزاد از مهر تا ابتدای مرداد است

 

چشمه را در فراق می بینم

اشک کوهی که کور خواهد شد

 مثل موجی که در دل طوفان در نهایت صبور خواهد شد

عشق یعنی فراق بی پایان

در دل

 یک وصال بی پایان

 می زند؛

 میکَند در این حالت تیشه شیرین

 و  کوه فرهاد است

 

آسمان در عرق شناور بود اولین روز ماه مرداد

 و گربه ها از نژاد های اصیل توی میدان شهر جمع شدند

با پلاکارد های رنگارنگ

 در صفوف طویل

 با شدت همه با هم شعار می دادند

مرگ بر هرچه سگ که معتاد است

مرگ بر هرچه سگ که معتاد است

مرگ بر هرچه سگ که معتاد است

 

البته

واجب است خدمتتان راجع به اعتیاد عرض کنم

 عشق یعنی    دچار با شدت

 یا

همان اعتیاد مورد بحث

فرقشان در کرشمه های زبان در تجلی به واژه مربوط است

غیر از این دودمان معناها

از الف

تا

...

                                                   [ بر باد است ]

 

سگ به عرفان رسید

 و آدم شد  تا کمر

 از ارادتش خم شد

 از وفور علا قه اش نسبت به تمامی گربه ها کم شد

در نهایت به کوه هجرت کرد

 بعد از آنی که پا به قله گذاشت رو به ماه  یگانه زوزه کشید:

یک تجلی کل اعداد است

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عالین  |